Monday, June 18, 2007



گالیله در پانزدهم فوریه ی 1564 در پیزا چشم به جهان گشود.او بدون هیچ شک و تردیدی یکی از معماران اصلی انقلاب علمی قرن هفدهم است که علم امروزین ما یکراست از آن برامده است. گذشته از این ، پس از محاکمه ی 1633 او و محکومیتش از سوی دادگاه عالی دربار پاپ، نام وی مظهر آزادی بی چون و چرای اندیشه و بیان شد. آلبرت انشتین درباره ی او در کتاب فیزیک و واقعیت می نویسد

کتاب گفتگو درباره ی دو منظومه ی اصلی جهان اثر گالیله، شرحیست زنده از عقاید آن زمان درباره ی ساختمان کیهان بزرگ. تصویری ساده انگارانه از زمین به عنوان قرصی مسطح، همراه با اندیشه های مبهم درباره ی فضای آکنده از ستاره و حرکتهای اجرام سماوی که در اوایل قرون میانه رایج بود، صورت انحطاط یافته ای بود از تصورات بسیار کهنتر یونانیان ، خاصه اندیشه های ارسطو و مفهوم فضایی منسجمی که بطلمیوس از اجرام سماوی و حرکات آنها داشت. در زمان گالیله اینطور رایج بود: فضا وجود دارد و در آن نیز نقطه ای مرجع وجود دارد که مرکز عالم است. ماده- دستکم بخش چگالتر آن- مایل است که هر چه بیشتر به این مرکز نزدیک شود. ازاین رو زمین شکلی کروی به خود گرفته است که در نتیجه ی این نحوه ی تکوین زمین ، مرکز کره ی خاکی عملا بر مرکز عالم منطبق است.چیزی که مانع سقوط خورشید و ماه و ستارگان به مرکز عالم می شود این است که این اجرام بر پوسته های جامد«شفاف» و کروی جای گرفته اند که مرکزشان همان مرکز عالم یا فضاست. این پوسته های کروی که سرعت زاویه ای آنها کمی با هم فرق دارد، بر گرد کره ی نا متحرک یا مرکز عالم می گردند. شعاع پوسته ی قمر کوچکتر از همه است و آنچه خاکی و زمینی است در داخل این پوسته جای دارد.پوسته های بیرونی تر با اجرام آسمانیشان نماینده ی کره ی سماویست که اشیاء آن ابدی و لایتغیر تصور می شود، درست برخلاف کره ی خاکی که در داخل پوسته ی قمر جای دارد و چیزهای گذرا و فساد پذیر را شامل است. یونانیان کوشیده بودند تا همه ی حرکات پیچیده را به ساده ترین حرکتی که در تصورشان می گنجید ، یعنی حرکت مستدیر یکنواخت، و ترکیبهای مختلف آن تبدیل کنند که این تعلق خاطر در گالیله هم دیده می شد. شاید این گرایش سبب شد که او نتواند به فهم کامل قانون ماند دست یابد. قالب گفتگو که گالیله به کار برده است تا اندازه ای متأثر از سرمشق افلاطون بود و همچنین سعی کرد که بدین شکل از جانبداری آشکار که حاصلش نابود شدن به دست محکمه ی تفتیش عقاید بود بپرهیزد. در واقع گالیله را به صراحت ، از دفاع از نظریه ی کپرنیک ممنوع کرده بودند

نظریه ی زمین ساکن بر این فرضیه مبتنی بود که مرکز مطلقی برای این عالم وجود دارد. که این مرکز علت سقوط اجسام سنگین در سطح زمین است زیرا اجسام مادی تا آنجا که سختی و نفوذ ناپذیریشان اجازه می دهد مایلند به مرکز عالم نزدیک شوند و شکل کروی زمین هم حاصل این میل و گرایش است

گالیله اینطور طرح می کند که این فرضیه گرچه شکل کروی زمین را توضیح می دهد ولی توضیحی برای شکل کروی اجسام دیگر نمی دهد. اهله ی ماه و اهله ی زهره که این آ خری را گالیله با تلسکوپ دست ساز خود کشف کرده بود، شکل کروی این دو جسم سماوی را به ثبوت رساند. مشاهده ی کلفهای خورشیدی همین نکته را در مورد خورشید ثابت کرد

ادامه خواهد داشت

برگرفته ازکتابهای « گالیله» و « فیزیک و واقعیت انشتین» که با نظر شخصی من انتخاب وتایپ شده است.

11 comments:

peyvastaar said...

از دوستان عزیز خواهش می کنم که برای هرچه بهتر شدن این وبلاگ نظرات خود را با دقت بیشتری بگذارند.

peyvastaar said...

برای نوشتن فرمول چه باید کرد؟

Ameneh said...

فکر می کنم الان خیلی زوده برای نظر دادن ولی بگم که تا حالا اینهمه سایت و وبلاگ جالب و مرتبط به فیزیک،یک جا ندیده بودم!
امیدوارم که تو این راه ثابت قدم باشی.
و اما فرمول؟نمی دونم!
آمنه

Qasem said...

نوشته‌ی جالبی بود ممنون. فقط چون نوشته‌ات یه جورایی خیلی اروپایی بود خواستم بگویم
یک- «یونانیان کوشیده بودند ... دیده می شد» این تنها یونانی‌یان نبوده‌اند که چنین سیستمی را بوجود آورده بودند. حدس می‌زنم که تمدنهای قدیمی‌تر از یونان نیز به چنین شناختها و نظریه‌هایی رسیده بوده باشند

دو- نظریه‌ی خورشیدِ ساکن در مقابل زمینِ ساکن از مدتها قبل از گالیه و کپرنیک شناخته شده بوده است. تنها مردم زیاد طرفدارش نبوده‌اند. در ویکی‌پدیا نوشته شده است کهعمر خیام در برابرِ محمد غزالی و جمعی دیگر از علمای آن زمان ٫بدون ترس از محکوم شدن٫ مفهوم و ساده‌تر بودن نظریه‌ی خورشیدِ ساکن در مقابل زمین ساکن را بسط و نشان می‌دهد. دراین‌جا بحثهایی تاریخی در مورد خورشیدِ ساکن یا زمین ساکن ارایه شده است. دقت شود که این صفحه هنوز کامل به نظر نمی‌آید.به عنوان مثال هیچ اشاره‌ای بهتمدن چینی‌ها و ستاره‌بینی‌ی پیشرفته‌ی آنها نشده است

Sima said...

مريم جون تويي؟
من هم موافقم كه زوده براي نظر دادن. ولي لينكدوني ات خيلي خوبه. راستي اگر بخواهيبه وبلاگ هاي فيزيكيهملينك بدي مي توني به ولاگ پر بيننده ي www.cosmicvariance.com سر بزني و اونجا ليست اسامي كلي وبلاگ فيزيكي رو ببيني. موفق باشي.

S. Akbar said...

سلام مریم. لینکهای وبلاگت جالب هستن. فقط این نظریه سی پی اچ مال این آقاهه هست که فکر میکنه پوز انیشتین و نیوتن رو زده. به نظرم از وبلاگت برداری بهتره!

اکبر

peyvastaar said...

واقعا ممنونم از اظهار نظرات دقیق و سازنده ی شما دوستان عزیزم ، فقط نگفتید که با فرمول نویسی چه باید کرد؟

peyvastaar said...

قاسم جان خیلی ممنون از نظرات سازنده و بسیار مفیدت. فکر می کنم این اشکال به خاطر این پیش آمده است که انشتین در آن زمان از اندیشه های شرقیها در مورد این قضیه بی اطلاع بوده است. البته همانطور که حتی خود ما هم هنوز در این قرن کم و بیش اطلاع بسیار کمی داریم. من در این مورد در آینده ای نزدیک خواهم نوشت و منتظر نظرات سازنده ی شما خواهم بود.

peyvastaar said...

سیما جون من به این سایت لینک داده ام و واقعا جالب و خواندنی است.ممنون از نظرت. باز هم چیزی را مفید دانستی گوشزد کن. مریم

Real Cuckoo said...

سلام
مريم جونم:)
چه خوب كه شروع كردي به نوشتن:)
و چه لينك هاي خوبي دادي:)
شاد و ژيروز باشي

Real Cuckoo said...

منظور از ژيروز، پيروز بود!